شيخ ذبيح الله محلاتى
92
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بهاى بوى خوش كردند و چهار قسم را براى ساز جهاز نهادند بالجمله ابو بكر با دستيارى اصحاب ببازار آمد و پيرهنى بهفت درهم و مقنعه به چهار درهم بخريد و قطيفهء سياهفام كه تمام بدن را كفايت پوشش نداشت نيز ابتياع بنمود و تختى مزمم و ملفف بشريط و آن رسنى است كه از پوست درخت خرما بافته باشند خريدارى نمود و ديگر دو فراش از كتان مصر كه حشو يكى از ليف خرما و آن ديگر از پشم گوسفند آكنده بود و چهار بالش از پوست كه در طايف دباغت كرده بودند و نيز دو بالش كه حشو آن آكنده از پشم و دو بالش از ليف خرما آكنده بود و ديگر پرده از صوف و حصيرى هجرى و دسداسى و باطيه از نحاس و مشكى و كاسه چوبينى براى شير و مشربهء از پوست و دو سبو و آردبيزى و دو بازوبند از سيم و ظرفى از خزف سبز بها داد و فراهم آورد پس پاره از آن اشيا را ابو بكر و پارهاى را ديگرى از صحابه حمل دادند و در نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرونهادند پيغمبر با دست مبارك آن جمله را تغليب همىفرمود و همىگفت بارك اللّه لاهل البيت و بروايتى چون چشم پيغمبر بدان اشيا افتاد آب در چشم بگردانيد و سر بر آسمان برداشت و گفت اللهم بارك لقوم جل آيتهم الخزف ( يص ) در كتاب سنن الجامع سيف طوسى رحمه الله چنين نقل روايت كرده كه يكى از منافقين مدينة امير المؤمنين را در خطبه كردن فاطمه زهراء ملامت نمود و گفت يا على تو معدن فضل و علمى و شجاعترين مبارزان عربى چرا زني بخواستى كه چاشتش بشامش نمىرسد اگر دختر مرا مىخواستى من چنان مىكردم كه از در خانه من تا در خانه تو شتر در شتر بودى پر از جهاز حضرت فرمود اين كار بتقدير و خواست خداست نه بتدبير ( الحكم لله العلي الكبير ) ما را نظر بر مالومنال دنيا نيست و مقصود ما جز رضاى خدا چيزى نيست و تفاخر ما باعمال است نه باموال و نظر بدرهم و دينار نداريم چون حكم و قضاى الهي صادر شد و امر زواج صورت گرفت ندائي رسيد كه يا على سر بردار تا قدرت حق تعالي را مشاهده كنى و جهاز دختر پيغمبر را ملاحظه نمائى حضرت امير المؤمنين سر بالا نمود ديد از بالاى سر خود تا عرش عظيم ناقههاى از نور كه بار ايشان همه در و گوهر و مشك و عنبر و نفايس بهشتى بود و بر هر شترى كنيزكى چون آفتاب تابان سوار